تبلیغات اینترنتیclose
از روز دستبرد به باغ و بهار تو ( حسین منزوی)
پیچک ( حسین منزوی )
شعر و ادب پارسی



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 7 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

از روز دستبرد به باغ و بهار تو
دارم غنیمت از تو گلی یادگار تو

تقویم را معطل پاییز کرده است
در من مرور باغ همیشه بهار تو

از باغ رد شدی که کشد سر مه تا ابد
بر چشم های میشی نرگس غبار تو

فرهاد کو که کوه به شیرین رهات کند
از یک نگاه کردن شوریده وار تو

کم کم به سنگ سرد سیه می شود بدل
خورشید هم نچرخد اگر در مدار تو

چشمی به تخت و پخت ندارم . مرا بس است
یک صندلی برای نشستن کنار تو


حسین منزوی

برچسب ها : از روز دستبرد به باغ و بهار تو ( حسین منزوی),

موضوع : اشعارحسین منزوی-1 , | بازديد : 535