پیچک ( حسین منزوی )

شعر و ادب پارسی

عناوین مطالب
- ﺗﻤﺎﻡ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﯾﮏ ﺗﻮﺩﻩ ﻫﯿﻤﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺷﺮﺭ( حسین منزوی ) .
- تو سرنوشت منی ، از تو من کجا بگریزم ؟( حسین منزوی )
- و كلمه بود و جهان در مسير تكوين بود( حسین منزوی )
- خالی ام چون باغ بودا ، خالی از نیلوفرانش ( حسین منزوی )
- زن جوان غزلي با رديف "آمد" بود ( حسین منزوی )
- منگر چنين به چشمم، ای چشم آهوانه ( حسین منزوی )
- مژگان به هم بزن كه بپاشی جهان من( حسین منزوی )
- با آن دهان که رازی ست،نه بسته ، نه گشاده ( حسین منزوی )
- حكمم از زمین رها شدن نبود ( حسین منزوی )
- گزیدم از میان مرگ ها این گونه مردن را( حسین منزوی )
- به سینه میزندم سر دلی که کرده هوایت ( حسین منزوی )
- عجب لبی ! شکرستان که گفته اند ، اینست ( حسین منزوی ) .
- نمی شه غصه ما رو يه لحظه تنها بذاره؟( حسین منزوی )
- شهر منهای وقتی که هستی، ( حسین منزوی )
- هلا يهودي سرگردان ( حسین منزوی )
- می آمد از برج ویران، مردی که خاکستری بود ( حسین منزوی )
- هستی چه بود اگر که مرا و تو را نداشت ؟ ( حسین منزوی )
- به غیر از آینه، کس روبروی بستر نیست( حسین منزوی )
- گور شد گهواره آری بنگرید اینک زمین را( حسین منزوی )
- چنان گرفته ترا بازوان پیچکی ام ( حسین منزوی )
- غمت را بزرگ دید دلم بس که تنگ شد ( حسین منزوی )
- بین تو و من چیزی، دیوار نخواهد شد ( حسین منزوی )
- پله ها در پيش رويم ، يک به يک ديوار شد( حسین منزوی )
- زنی که صاعقه وار آنک، ردای شعله به تن دارد ( حسین منزوی )
- شهرمنهای وقتی که هستی حاصلش برزخ ( حسین منزوی )
- هستی چه بود اگر که مرا و تو را نداشت( حسین منزوی )
- خاک باران خورده آغشته است با بوی تنت ( حسین منزوی )
- خيال خام پلنگ من به سوي ماه پريدن بود( حسین منزوی )
- ز باغ پیرهنت ، چون دریچه ها ، وا شد ( حسین منزوی )
- تو گودیای مشتات ، بهار چلّه نشسته ( حسین منزوی )
- مادیان من ! پس کی می بری سوارت را ؟( حسین منزوی )
- ليلا دوباره قسمت ابن السلام شد( حسین منزوی )
- نام من عشق است آیــا می‌شناسیدم؟( حسین منزوی )
- ای یاد دوردست که دل می بری هنوز ( حسین منزوی )
- در چشم های شعله ورت کینه ای نبود( حسین منزوی )
- ظرفِ عسل ! دریچه کندو ! ( حسین منزوی )
- دخترم ، بند دلم غمگینم ( حسین منزوی )
- چند رباعی ( حسین منزوی )
- جوجه ی بی پناه من چه کسی( حسین منزوی )
- وقتی که تو روز آفتابی را ( حسین منزوی )
- این سان که میخورد نفسم در گلو گره( حسین منزوی )
- صبح سحر که پرنگشوده است آفتاب ( حسین منزوی )
- در این مشهدکه هم بالین طوس و طابران ( حسین منزوی )
- ای برگزیده ی همه ی انتخاب ها( حسین منزوی )
- ای خوبِ بی مضایقه و پاکِ سرمدی( حسین منزوی )
- با هیچ زن جز تو دل دریا شدن نیست( حسین منزوی )
- علی ای میر پهلوان عرب!( حسین منزوی )
- نازنینم رنجش از دیوانگی هایم خطاست( حسین منزوی )
- تو را شناختم آریَ و بهترین بودی( حسین منزوی )
- سیمرغ قله ی قاف! شهباز شاخ طوبی( حسین منزوی )
صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد