تبلیغات اینترنتیclose
از زیستن بی تو مگو زیستن این نیست ( حسین منزوی)
پیچک ( حسین منزوی )
شعر و ادب پارسی



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 7 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

از زیستن بی تو مگو زیستن این نیست 
ورهست به زعم تو به تعبیر من این نیست

از بویش اگر چشم دلم را نگشاید 
یکباره کفن باد به تن پیرهن این نیست

یک چشم به گردابت و یک چشم به ساحل
گیرم که دل اینست به دریا زدن این نیست

تو یک تن و من یک تن از این رابطه چیزی 
عشق است ولی قصه ی یک جان دو تن این نیست

عطری است در این سفره ی نگشوده هم اما 
حون دل آهوی ختا و ختن این نیست

سخت است که بر کوه زند تیشه هم اما 
بر سر نزند تیشه اگر کوهکن این نیست

یک پرتو از آن تافته در چشم تو اما 
خورشید من - آن یکتنه صد شب شکن - این نیست

زن اسوه ی عشق است و خطر پیشه چنان ویس
لیلای هراسنده ! نه ، تمثیل زن این نیست

 

حسین منزوی

برچسب ها : از زیستن بی تو مگو زیستن این نیست ( حسین منزوی),

موضوع : اشعارحسین منزوی-2 , | بازديد : 701

صفحه قبل 1 صفحه بعد