تبلیغات اینترنتیclose
منگر چنين به چشمم، ای چشم آهوانه ( حسین منزوی )
پیچک ( حسین منزوی )
شعر و ادب پارسی



نوشته شده در تاريخ جمعه 11 تير 1395 توسط سید مجتبی محمدی |


منگر چنين به چشمم، ای چشم آهوانه
ترســــم قـــرار و صبـــرم برخيزد از ميانه

ترسم به نام بوسه غارت كنم لبت را
با عذر بی قراری - ايــــن بهترين بهانه-

ترسم بسوزد آخـــــر، همراه من تو را نيز
اين آتشی كه از شوق در من كشد زبانه

چون شب شود از اين دست، انديشه‌ای مدام است
در بـــــركشيدنت مست، ای خــــواهش شبـــانـــه

اي رجعت جوانی، در نيمه راه عمرم
برشاخه ی خزانم نا گـــــه زده جوانه

ای بخت ناخوش من، شبرنگ سركش من
رام نوازش تــــو، بــــی تيـــــــــغ و تازيانه

ای مرده در وجودم ، با تـو هراس توفان
ای معنی رهايی! ای ساحل! ای كرانه

جانم پراز سرودی است، كز چنگ تو تراود
ای شـــــور ای ترنــــم،ای شـعر ای ترانه

 


حسین منزوی

برچسب ها : منگر چنين به چشمم، ای چشم آهوانه ( حسین منزوی ),

موضوع : اشعارحسین منزوی-10, | بازديد : 74

صفحه قبل 1 صفحه بعد